روز هشتم
منوی وبلاگ

"هنگامی که می رویم هرگز نمی دانیم که می رویم ، مزاح می کنیم و در را می بندیم ، سرنوشت به دنبال ما در را چفت می کند و دیگر با کسی حرف نمی زنیم ."
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
شهریور 1385
اندیشه
نقد
نگاه
بهانه
دعوت
پیوندها
ناصر چشم آذر (وبلاگ)
ناصر چشم آذر (سایت)
محمد اصفهانی
صدای ماندگار
تلویزیون ایران
سینمای ما
سی نت
گیشه
مقالات فارسی
باشگاه اندیشه
هفتان
آخرین اخبار
انجمن جامعه شناسی
انجمن جامعه شناسی آزاد
جامعه شناسی ایران (وبلاگ)
جامعه شناسی ایران (سایت)
کتابخانه جامعه شناسی
علوم اجتماعی
نشریه فصل نو
خدای من
فرانگر
شاهد عینی
قالب بلگفا
طراح قالب

" ... و فقط خداست زیبایی مطلق "
« عشق شیرین »
کوتاه نقدی بر فیلم سینمایی " نوک برج "
فیلم سینمایی " نوک برج " ساختۀ کیومرث پور احمد بر اساس نوشته ای از سروش صحّت با توجّه به نام و همچنین داستان لو رفته اش آنچنان که در یکی از دیالوگ های فیلم اشاره می شود ، قرار است ما را به دیدن ماجرایی دعوت کند که نیروی مولّد احساسی آن " عشق " و البته در قالب " خُل بازی " می باشد .
" خُل بازی عاشقانه " دقیقاً همان عبارتی است که از زبان شخصیّت زن اصلی فیلم ( با بازی نیکی کریمی ) گفته می شود . داستان ، همان داستان قدیمی ِ رفتن به نوک یک بلندی مناسب ( در زمانۀ فعلی برج ) و تهدید اطرافیان به اجرای خواسته های شخصی است . یکی از این خواسته ها که از فراوانی قابل ملاحظه ای در ماجراهای نوک برجی برخوردار است ، درخواست موافقت اطرافیان مخالف با سرگرفتن ازدواج بین فرد نوک برج و همسر دلخواهش است . این اتّفاق در شروع قصّه می افتد و سپس بقیّۀ ماجراها در فاصلۀ زمانی خاصّ مقرّر شده توسّط فرد نوک برجی برای اجرای خواسته اش توسّط اطرافیان روی می دهد .
مسیری که شخصیّت نوک برجی ِ داستان با " خُل بازی عاشقانه " برای زمینه سازی اتّفاقات و ماجراهای بعدی فیلم ایجاد می کند . در این فاصلۀ زمانی و دقیقاً به موازات این ماجرای عشقی که معوّق مانده است ، ماجرای عشقی دیگری دقیقاً مرتبط با اجرای خواستۀ مورد نظر شکل می گیرد و فیلم روایتگر داستان آن عشق دوّمین است که در مسیر پر پیچ و خمی از پلّه های یک برج عظیم رفته رفته بالا رفته و پس از فراز و نشیب های مختلف نهایتاً به نوک برج یعنی همان نقطۀ آرمانی نویسنده برای مسیر عشق ختم می شود .
نوک برج گویای مفهوم اوج است و نگاه تکامل گرای مؤلّف را به مقولۀ عشق نشان می دهد ؛ نگاهی که با شیطنت ، شادابی ، نشاط ، هیجان و امیدواری همراه است . همین تلقّی است که ژانر اثر را کمدی عاشقانه ( کمدی - رمانتیک ) قلمداد می کند . پس می توان گفت ژانرها در سینما محصول تأمّلات و تعمّقات پیشینی سینماگران و زمینه های اندیشه ای خاصّ آنان است که در نهایت در قالب ها و عناوین مختلف خود به عنوان ابزاری برای شناخت و طبقه بندی آثار سینمایی استفاده می شود و البته بعد از شکل گیری ژانرهای مختلف ، گاه این ژانرها هستند که به عنوان دکمه ای فیلمساز را به دوختن لباس برای آن دعوت می کنند .
نگاه شوخ و شنگ به ماجرای عشق ِ به اصطلاح زمینی اساس و بنیان فیلم و رویکرد دائم آن است . این نگاه که عموماً با امیدواری ، طنز ، آسان گیری و به عبارتی تساهل و تسامح همراه است ؛ در مقابل نگاه رنج گرایانه به مقولۀ عشق که عموماً با فراق ، درد و رنج ، گریه و اشک و فغان و سخت گیری های اصول گرایانۀ خاص همراه است ، قرار می گیرد . اساس هر دو نگاه متأثّر از جریان های خاصّ اجتماعی و باالطّبع اندیشه ای و فرهنگی شکل می گیرد .
در نگاه شوخ وشنگ می توان به دو شیوۀ رئال و فانتزی عمل کرد که فیلم نوک برج نگاهش را بر پایۀ حوادث و موقعیّت ها و شخصیّت های رئال اجتماعی و نه فانتزی بنیان نهاده و از این رهگذر می کوشد تا نگاه کمدی وارش را علیرغم انگیزه ها و کنش های احساسی ، منطقی و باور پذیر نشان دهد که البته در این میان مسیر پر نوسانی را تکرار می کند . گاه تا مرز اداهای غیر متعارف و رفتارهای ناشناخته و کمیک فانتزی کشیده می شود و از طرف دیگر اساس بسیاری از روابط خود را بر اصول عُرف پذیرفته شدۀ اجتماعی می گذارد . هر چند هیچکدام جایگاه خود را نمی یابند و فیلم معلّق بین زمین و هوا فقط برای نشاندن مخاطب بر روی صندلی سینما تا پایان فقط دست و پا می زند .
نوشته شده توسط سیّدحمید میرهادی در جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 15:41 | لینک ثابت |
برزخ

مردگان خواهان آنند که زمانی زنده تر بمیرند
و زندگان اسیر مردن .
نوشته شده توسط سیّدحمید میرهادی در جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 2:47 | لینک ثابت |
آگهی
" بررسی مسائل اجتماعی "
به زودی در:
منتظر اطلاعیه های بعدی باشید
نوشته شده توسط سیّدحمید میرهادی در شنبه نهم دی 1385 ساعت 11:10 | لینک ثابت |

